اطلاع رسانی > اخبار >
.: اخبار

گزیده ای از بیانات رهبر انقلاب در مورد امام حسین (ع)

عنوان ها:
آمادگی برای مقابله با ظلم؛ درس امام حسین‌‌علیه‌السلام
اسلام، زنده به عاشورا و به حسين‌بن‌على (عليه‌السّلام) است
حضور مردم در صحنه، نشانه حقانیت انقلاب
دین پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) زنده شده‌ی حسین بن علی (علیه السلام)
لزوم فهمیدن عظمت حادثه عاشورا
حادثه كربلا، غریبانه ترین حادثه تاریخ اسلام
تأخیر افتادن ایجاد حكومت اسلامی

گزیده ای از بیانات رهبر انقلاب در مورد امام حسین (ع)


مربوط به
:بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم - 1392/03/22
عنوان فیش :آمادگی برای مقابله با ظلم؛ درس امام حسین‌‌علیه‌السلام
کلیدواژه(ها) : حادثه عاشورا, عبرتهای عاشورا
نوع(ها) : حدیث

متن فیش :
زندگى حسين‌بن‌على عليه‌السّلام در طول تاريخِ زندگى پنجاه و چند ساله‌ى آن بزرگوار، همه درس است: دوران كودكى او درس است، دوران جوانى او درس است، در دوران امامت امام حسن عليه‌السّلام رفتار او درس است، بعد از شهادت امام حسن عليه‌السّلام رفتار او همه درس است. اين‌جور نبود كه كار امام حسين فقط در آن روز آخر باشد، لكن حادثه‌ى كربلا اين‌قدر عظمت دارد، اين‌قدر درخشنده است كه مثل خورشيدى همه‌ى نورهاى ديگر را تحت‌الشّعاع قرار ميدهد؛ والا خطابه‌ى امام حسين عليه‌السّلام خطاب به علما و بزرگان و صحابه و تابعين در منى‌ - كه در كتب حديث ذكر شده است - يك سند تاريخى است؛ نامه‌ى آن بزرگوار خطاب به علما و بزرگان و پايه‌ها و اركان دينى در زمان خودش - «ثُمَّ انتُم ايَّتُها العِصابَة، عِصابَةٌ بِالعِلمِ مَشهورَة»(۱) كه در كتب معتبر حديث نقل شده است - يك سند تاريخى مهم است؛ رفتارهاى آن بزرگوار؛ برخوردش با معاويه، نامه‌اش به معاويه؛ حضورش در كنار پدر در دوران كوتاه خلافت اميرالمؤمنين عليه‌الصّلاةوالسّلام؛ همه‌ى اينها قدم‌به‌قدم درس است؛ منتها حادثه‌ى عاشورا چيز ديگرى است. امروز روز ولادت اين بزرگوار است؛ در اين روز بايد از حسين‌بن‌على درس آموخت؛ درس حسين‌بن‌على عليه‌الصّلاةوالسّلام به امّت اسلامى اين است كه براى حقّ، براى عدل، براى اقامه‌ى عدل، براى مقابله‌ى با ظلم، بايد هميشه آماده بود و بايد موجودى خود را به ميدان آورد؛ در آن سطح و در آن مقياس، كار من و شما نيست؛ امّا در سطوحى كه با وضعيّت ما، با خُلقيّات ما، با عادات ما متناسب باشد چرا؛ بايد ياد بگيريم.
1 )

تحف العقول، حسن بن شعبه حرّانی، ص ۲۳۷؛ الحياة، محمدرضا حكیمی، ترجمه احمد آرام، ج ‏۲، ص ۴۷۶؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ‏۹۷، ص ۷۹.


ثُمَّ أَنْتُمْ أَيَّتُهَا الْعِصَابَةُ عِصَابَةٌ بِالْعِلْمِ‏ مَشْهُورَةٌ وَ بِالْخَيْرِ مَذْكُورَةٌ وَ بِالنَّصِيحَةِ مَعْرُوفَةٌ وَ بِاللَّهِ فِی أَنْفُسِ النَّاسِ مَهَابَةٌ يَهَابُكُمُ الشَّرِيفُ وَ يُكْرِمُكُمُ الضَّعِيفُ وَ يُؤْثِرُكُمْ مَنْ لَا فَضْلَ لَكُمْ عَلَيْهِ وَ لَا يَدَ لَكُمْ عِنْدَهُ تَشْفَعُونَ فِی الْحَوَائِجِ إِذَا امْتَنَعَتْ مِنْ طُلَّابِهَا وَ تَمْشُونَ فِی الطَّرِيقِ بِهَيْبَةِ الْمُلُوكِ‏ وَ كَرَامَةِ الْأَكَابِرِ أَ لَيْسَ كُلُّ ذَلِكَ إِنَّمَا نِلْتُمُوهُ بِمَا يُرْجَى عِنْدَكُمْ مِنَ الْقِيَامِ بِحَقِّ اللَّهِ وَ إِنْ كُنْتُمْ عَنْ أَكْثَرِ حَقِّهِ تَقْصُرُونَ فَاسْتَخْفَفْتُمْ بِحَقِّ الْأَئِمَّةِ فَأَمَّا حَقَّ الضُّعَفَاءِ فَضَيَّعْتُم‏... .
ترجمه :
امام حسين علیه‌السلام فرمودند: ... سپس شما اى گروه، گروهى كه به علم شهرت داريد، و به نيكى از شما ياد مى‏‌كنند، و به خير خواهى و اندرزگويى شناخته‌‏ايد، و به سبب خدا در نزد مردمان صاحب احتراميد، و بزرگان از شما بيمناكند، و ناتوانان شما را بزرگ مى‏‌دارند، و آن كس كه فضلى و حقى براو نداريد شما را بر خود برمى‏‌گزيند، شما كه در باره نيازمنديهاى مردم ميانجيگرى مى‏‌كنيد و در راهها با هيئت شاهان و احترام سران و بزرگان گام برمى‏‌داريد، آيا همه‏ اينها بدان اميد نيست كه به استوار داشتن حق خدا قيام كنيد؟ اگر چه درباره اين امر كارى كه بايد نكرديد، چنان كه حق امامان را نيز ناچيز شمرديد، و همچنين حق ناتوانان را ضايع كرديد.



مربوط به :بيانات در ديدار جمعى از بسيجيان و فعالان طرح «صالحين» - 1391/09/01
عنوان فیش :اسلام، زنده به عاشورا و به حسين‌بن‌على (عليه‌السّلام) است
کلیدواژه(ها) : حضرت امام حسين(عليه السلام), حادثه عاشورا, عبرتهای عاشورا
نوع(ها) : حدیث

متن فیش :
هيچ وقت نبايد امت اسلامى و جامعه‌ى اسلامى ماجراى عاشورا را به عنوان يك درس، به عنوان يك عبرت، به عنوان يك پرچم هدايت از نظر دور بدارد. قطعاً اسلام، زنده‌ى به عاشورا و به حسين‌بن‌على (عليه‌السّلام) است. همان طور كه فرمود: «و انا من حسين»؛(1) بنا بر اين معنا، يعنى دين من، ادامه‌ى راه من، به وسيله‌ى حسين (عليه‌السّلام) است. اگر حادثه‌ى عاشورا نبود، اگر اين فداكارى عظيم در تاريخ اسلام پيش نمى‌آمد، اين تجربه، اين درس عملى، به امت اسلامى داده نميشد و يقيناً اسلام دچار انحرافى ميشد از قبيل آنچه كه اديان قبل از اسلام دچار آن شدند و چيزى از حقيقت اسلام، از نورانيت اسلام باقى نميماند. عظمت عاشورا به اين است.
1 )

سنن ترمذی، ج 5، ص 324، ح 3864 ؛ الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، شیخ مفید، ج 2، ص 127 ؛ بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 43، ص 262، ح 1.


حُسَيْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَيْنٍ أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْناً حُسَيْنٌ سِبْطٌ مِنَ الْأَسْبَاط
ترجمه :
رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: حسین از من است و من از حسین هستم. خدا دوست دارد كسی را كه حسین دوست بدارد. حسین نوه‌ای از نوه‌ها[یم] است.



مربوط به :بیانات در ديدار جمعی از مردم آذربايجان - 1388/11/28
عنوان فیش :حضور مردم در صحنه، نشانه حقانیت انقلاب
کلیدواژه(ها) : انقلاب اسلامی, حضرت امام حسين(عليه السلام), حادثه عاشورا
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
امروز حركت انقلاب، هدفهاى انقلاب، همان چيزهائى است كه در روز اول ترسيم شد و امام بزرگوار و حكيم ما آنها را ترسيم كرد. اين هدفها با فطرت مردم هماهنگ بود، لذا مردم آن را گرفتند؛ والّا دل ميليونها مردم را به يك سمتى متوجه كردن، كار عادى‌اى نيست. وقتى كسى با فطرت سخن ميگويد، از خدا حرف ميزند، فطرتها به او متوجه ميشود؛ «لو انفقت ما فى الأرض جميعا ما الّفت بين قلوبهم و لكنّ اللَّه الّف بينهم».(1) دست قدرت خداست كه دلها را به يك سمتى هدايت ميكند؛ لذا نتيجه اين ميشود. در بيست و دوم بهمن، جمعيتى كه در سى و يكمين سال ولادت انقلاب اسلامى در خيابانها حضور پيدا ميكنند، از جمعيت سالهاى قبل بيشتر است؛ نه فقط كم نشده است، كمرنگ نشده است، بلكه پُررنگ‌تر شده است، قوى‌تر شده است؛ برخلاف آن چيزى كه در طبيعت عالم وجود دارد. شما يك سنگى را داخل آب بيندازيد، يك موجى ايجاد ميكند؛ اما هرچه ميگذرد، لحظه لحظه اين موج كوچكتر، كمتر و نامحسوس‌تر ميشود، تا تمام ميشود. گذشت زمان، امواج اجتماعى را خاموش ميكند. اين چه حقيقتى است كه گذشت زمان آن را خاموش نميكند، بلكه روزبه‌روز برجسته‌تر ميكند؟ مثل حادثه‌ى كربلا. آن روز در آن بيابان خالى و بدون حضور دوستان و پُر از دشمنان، حسين‌بن‌على (عليه‌السّلام) و يارانش به شهادت ميرسند، خانواده‌اش اسير ميشوند و آنها را ميبرند و تمام. امروز بعد از گذشت قرنها، همان حادثه‌اى كه بايد در ظرف ده روز، پانزده روز اثرى از آن نميماند و يادى از آن نميشد، ببينيد چقدر برجسته است؛ نه فقط در بين ميليونها شيعه در كشورهاى مختلف، در بين مسلمانان، بلكه در بين غير مسلمانان، نام حسين‌بن‌على مثل خورشيدى ميتابد؛ دلها را روشن ميكند، راهنمائى ميكند. انقلاب اينجورى است. اين انقلاب هرچه زمان گذشته است، حقائق بيشترى را روشن كرده است.
خوب، دشمن جور ديگرى حرف ميزند. بعضى‌ها هم با همان لغت دشمن حرف ميزنند، با همان زبان دشمن حرف ميزنند. آيا ميفهمند يا نميفهمند، آن با خداست؛ اما با زبان او حرف ميزنند، سعى ميكنند وانمود كنند كه انقلاب از راه خود منحرف شده است؛ نه، اگر منحرف شده بود، اين همه دل با نام انقلاب و ياد انقلاب به حركت در نمى‌آمد؛ اين همه ايمان و انگيزه به ياد اين انقلاب بسيج نميشد. در دنيا هم همين جور است. اين انقلاب، امروز در كشورهاى اسلامى هم آثارش در دلهاى مردم محسوس است. به چند تا دولت معاند نگاه نكنيد؛ ملتها اين انقلاب را گرامى ميدارند، بزرگ ميدارند، به آن احترام ميكنند، حسرت آن را براى خودهاشان ميخورند؛ اين نشانه‌هاى حقانيت است، نشانه‌هاى بقاء است؛ «تؤتى اكلها كلّ حين»(2) است.
1 )
سوره مبارکه الأنفال آیه 63
وَأَلَّفَ بَينَ قُلوبِهِم ۚ لَو أَنفَقتَ ما فِي الأَرضِ جَميعًا ما أَلَّفتَ بَينَ قُلوبِهِم وَلٰكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَينَهُم ۚ إِنَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ
ترجمه :
و دلهای آنها را با هم، الفت داد! اگر تمام آنچه را روی زمین است صرف می‌کردی که میان دلهای آنان الفت دهی، نمی‌توانستی! ولی خداوند در میان آنها الفت ایجاد کرد! او توانا و حکیم است!

2 )
سوره مبارکه ابراهيم آیه 25
تُؤتي أُكُلَها كُلَّ حينٍ بِإِذنِ رَبِّها ۗ وَيَضرِبُ اللَّهُ الأَمثالَ لِلنّاسِ لَعَلَّهُم يَتَذَكَّرونَ
ترجمه :
هر زمان میوه خود را به اذن پروردگارش می‌دهد. و خداوند برای مردم مثلها می‌زند، شاید متذکّر شوند (و پند گیرند)!



مربوط به :بيانات در خطبه‌‌هاى نمازجمعه - 1377/02/18
عنوان فیش :دین پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) زنده شده‌ی حسین بن علی (علیه السلام)
کلیدواژه(ها) : حادثه عاشورا
نوع(ها) : حدیث

متن فیش :
در اين‌جا يك كلمه راجع به تحليل حادثه عاشورا بگويم و فقط اشاره‌اى بكنم. كسى مثل حسين‌بن‌على عليه‌السّلام كه خودش تجسّم ارزشهاست، قيام مى‌كند، براى اين‌كه جلوِ اين انحطاط را بگيرد؛ چون اين انحطاط مى‌رفت تا به آن‌جا برسد كه هيچ چيز باقى نماند؛ كه اگر يك وقت مردمى هم خواستند خوب زندگى كنند و مسلمان زندگى كنند، چيزى در دستشان نباشد. امام حسين مى‌ايستد، قيام مى‌كند، حركت مى‌كند و يك‌تنه در مقابل اين سرعت سراشيب سقوط قرار مى‌گيرد. البته در اين زمينه، جان خودش را، جان عزيزانش را، جان على اصغرش را، جان على اكبرش را و جان عباسش را فدا مى‌كند؛ اما نتيجه مى‌گيرد.

«
و انا من حسين»(1)؛ يعنى دين پيامبر، زنده شده حسين‌بن‌على است. آن روى قضيه، اين بود؛ اين روى سكه، حادثه عظيم و حماسه پُرشور و ماجراى عاشقانه عاشوراست كه واقعاً جز با منطق عشق و با چشم عاشقانه، نمى‌شود قضاياى كربلا را فهميد. بايد با چشم عاشقانه نگاه كرد تا فهميد حسين‌بن‌على در اين تقريباً يك شب و نصف روز، يا حدود يك شبانه‌روز - از عصر تاسوعا تا عصر عاشورا - چه كرده و چه عظمتى آفريده است! لذاست كه در دنيا باقى مانده و تا ابد هم خواهد ماند. خيلى تلاش كردند كه حادثه عاشورا را به فراموشى بسپارند؛ اما نتوانستند.
1 )

الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد ،شیخ مفید ج2 ص 127

كامل‏الزيارات،محمد بن قولویه ص53ح11

المناقب،ابن شهر آشوب،ج1ص74

ارشاد : ج 2  ص 167 

كشف الغمه : ج 2 ص 11

بحار الانوار،مجلسی،ج43 ص262ح1

سنن ترمذی : ج5 ص 324 ح3864


حسين منی و أنا من حسين أحب الله من أحب حسينا حسين سبط من الأسباط
ترجمه :
حسین از من است و من از حسین هستم. خدا دوست دارد كسی را كه حسین دوست بدارد. حسین نوه ای از نوه ها[یم] است



مربوط به :بيانات در خطبه‌‌هاى نمازجمعه - 1377/02/18
عنوان فیش :لزوم فهمیدن عظمت حادثه عاشورا
کلیدواژه(ها) : حادثه عاشورا, حضرت امام حسين(عليه السلام)
نوع(ها) : حدیث

متن فیش :
اوّلاً حادثه را بايد فهميد كه چقدر بزرگ است، تا دنبال عللش بگرديم. كسى نگويد كه حادثه عاشورا، بالاخره كشتارى بود و چند نفر را كشتند. همان‌طور كه همه ما در زيارت عاشورا مى‌خوانيم: «لقد عظمت الرّزيّه و جلّت و عظمت المصيبة»(1)، مصيبت، خيلى بزرگ است. رزيّه، يعنى حادثه بسيار بزرگ. اين حادثه، خيلى عظيم است. فاجعه، خيلى تكان دهنده و بى‌نظير است.
1 )

مصباح‏المتهجد، طوسی، ص774

البلدالأمين، كفعمی، ص269


.....
السلام عليك يا ثار الله و ابن ثاره و الوتر الموتور السلام عليك و على الأرواح التی حلت بفنائك عليكم منی جميعا سلام الله أبدا ما بقيت و بقی الليل و النهار يا أبا عبد الله لقد عظمت الرزية و جلت و عظمت المصيبة بك علينا و على جميع أهل الإسلام و جلت و عظمت مصيبتك فی السماوات على جميع أهل السماوات فلعن الله أمة أسست أساس الظلم و الجور عليكم أهل البيت و لعن الله أمة دفعتكم عن مقامكم و أزالتكم عن مراتبكم التی رتبكم الله فيها.....
ترجمه :
...
سلام بر تو ای آن كه خداوند خونخواه اوست، وای فرزند كسی كه خداوند خونخواه اوست و ای كسی كه نزدیكانش كشته شده اند ولی هنوز انتقامشان گرفته نشده است، سلام بر تو و بر آن ارواح [طیب و طاهری] كه گرداگرد تو حلقه زده اند، سلام و درود خدا بر شما باد، سلامی از طرف من، و برای همیشه، مادامی كه من باشم و شب و روز باقی باشد، ای ابا عبدالله، قسم می‌خورم كه مصیبت شما بر ما و بر تمامی اهل اسلام، بزرگ و سنگین است و همچنین درآسمانها بر تمامی اهل آن، ناگوار و بزرگ و سنگین است، خداوند لعنت كند گروهی را كه شما را از مقامتان كنار زده و از رتبه هایی كه خداوند شما را در آن رتبه ها قرار داده بود، جدا كردند و كنار گذاشتند...



مربوط به :بيانات در دیدار جمعی از پاسداران - 1372/10/26
عنوان فیش :حادثه كربلا، غریبانه ترین حادثه تاریخ اسلام
کلیدواژه(ها) : حادثه عاشورا
نوع(ها) : حدیث

متن فیش :
يك نكته‌ى ديگر كه آن هم در مجموعه‌ى نهضت حسين‌بن‌على عليه‌الصّلاةوالسّلام، خيلى مهمّ است و با توجّه به وضع امروز ما، به يك معنا به قوّت نيروى اخلاص برمى‌گردد اين است كه در هيچ حادثه‌اى از حوادث خونبار صدر اسلام، به اندازه‌ى حادثه كربلا، غربت و بى‌كسى و تنهايى وجود نداشته است. اين، تاريخ اسلام است. هر كس مى‌خواهد نگاه كند. بنده دقّت كردم: هيچ حادثه‌اى مثل حادثه‌ى كربلا نيست؛ چه در جنگهاى صدر اسلام و جنگهاى پيغمبر و چه در جنگهاى اميرالمؤمنين. در آن موارد، بالاخره حكومتى بود، دولتى بود، مردم حضور داشتند؛ سربازانى هم از ميان اين جمعيت به ميدان جنگ مى‌رفتند و پشت سرشان هم دعاى مادران، آرزوى خواهران، تحسين بينندگان، تشويق رهبر عظيم‌القدرى مثل پيغمبر يا اميرالمؤمنين بود. مى‌رفتند در مقابل پيغمبر، جانشان را فدا مى‌كردند. اين، كار سختى نيست. چقدر از جوانان ما حاضر بودند براى يك پيام امام، جانشان را قربان كنند! چقدر از ما، الان آرزو داريم اشاره‌ى لطفى از طرف ولىّ غايبمان بشود و جانمان را قربان كنيم!وقتى انسان در جلو چشمش، رهبرش را ببيند و آن همه تشويق پشت سرش باشد، بعد هم معلوم باشد كه مى‌جنگند تا پيروز شوند و دشمن را شكست دهند، با اميدِ پيروزى مى‌جنگند. چنين جنگى، در مقابل آنچه كه در حادثه‌ى عاشورا مى‌بينيم، جنگ سختى نيست. البته بعضى ديگر از حوادث هم بود كه آنها هم حادثه‌هاى نسبتاً غريبانه‌اى است. مثل حوادث امام‌زاده‌ها؛ مثل حسنيّون در زمان ائمّه عليهم‌السّلام. اما آنها هم همه‌شان مى‌دانستند كه پشت سرشان امامانى مثل امام صادق، مثل امام موسى‌بن جعفر و مثل امام رضا عليه‌الصّلاةوالسّلام وجود دارند كه رهبر و آقاى ايشانند و ناظر و حاضرند؛ هواى آنها را دارند و اهل و عيال آنها را رسيدگى مى‌كنند. امام صادق طبق روايت فرمود: «بروند با اين حكّام فاسد بجنگند و مبارزه كنند «و علىّ نفقه عياله»(1) من عهده‌دار نفقه عيال آنها مى‌شوم. جامعه‌ى بزرگ شيعه بود. تحسينشان مى‌كردند. تمجيدشان مى‌كردند. بالاخره يك دلگرمى به بيرون از ميدان جنگ داشتند. اما در حادثه‌ى كربلا، اصل قضايا و لبّ‌لباب اسلام كه همه آن را قبول داشتند يعنى خود حسين‌بن‌على، درون حادثه است و بناست شهيد شود و اين را خود او هم مى‌داند، اصحاب نزديك او هم مى‌دانند. هيچ اميدى به هيچ جا در سطح اين دنياى بزرگ و اين كشور اسلامى عريض و طويل ندارند. غريب محضند. بزرگان دنياى اسلام در آن روز، كسانى بودند كه بعضى از كشته شدن حسين‌بن‌على غمشان نبود؛ چون او را براى دنياى خودشان مضرّ مى‌دانستند! عده‌اى هم كه غمشان بود، آن قدر اهتمام به اين قضيه نمى‌كردند. مثل عبداللَّه جعفر و عبداللَّه‌عباس. يعنى هيچ اميدى از بيرونِ اين ميدان مبارزه‌ى غم‌آلوده و سرشار از محنت، وجود نداشت. و هر چه بود در همين ميدان كربلا بود و بس! همه‌ى اميدها خلاصه شده بود در همين جمع و اين جمع هم دل به شهادت داده بود. بعد از كشته شدن هم برحسب موازين ظاهرى كسى براى آنها يك فاتحه نمى‌گرفت. يزيد بر همه جا مسلّط بود. حتى زنان آنها را به اسارت مى‌بردند و به بچه‌هايشان هم رحم نمى‌كردند. فداكارى در اين ميدان، بسيار سخت است. «لا يوم كيومك يا اباعبداللَّه.»(2) اگر آن ايمان و آن اخلاص و آن نور خدايى در وجود حسين‌بن‌على نمى‌درخشيد كه آن عده‌ى معدود مؤمنين را گرم كند، اصلاً چنين حادثه‌اى امكان تحقّق نداشت. ببينيد اين حادثه چقدر با عظمت است!
1 )

بحار الانوار، مجلسی ج46ص172ح21؛


«
ذُكِرَ بَيْنَ يَدَيْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ خَرَجَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ فَقَالَ ع لَا أَزَالُ وَ شِيعَتِی بِخَيْرٍ مَا خَرَجَ الْخَارِجِيُّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَوَدِدْتُ أَنَّ الْخَارِجِيَّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ خَرَجَ وَ عَلَيَّ نَفَقَةُ عِيَالِهِ».
ترجمه :
ابو عبدالله سیاری از یكی از یارانش كه گفت: پیش روی امام صادق(ع) از كسی كه از خاندان حضرت محمد(ص) قیام می كند یاد شد پس امام (ع) فرمود: تا زمانی كه كسی از خاندان محمد قیام كند من و شیعیانم به خیر و خوبی باشیم و براستی كه من دوست می دارم كه كسی از خاندان محمد قیام كند و من هزینه و مخارج خانواده اش بر عهده گیرم.

2 )

امالی،شیخ صدوق،صص115

لهوف،سید بن طاووس،ص25

مناقب آل ابی طالب،ابن شهر آشوب،ج4 ص86

بحار الانوار،مجلسی،ج45ص218ح45


أن الحسين بن علی بن أبی طالب ع دخل يوما إلى‏الحسن ع فلما نظر إليه بكى فقال له ما يبكيك يا أبا عبد الله قال أبكی لما يصنع بك فقال له الحسن ع إن الذی يؤتى إلی سم يدس إلی فأقتل به و لكن لا يوم كيومك يا أبا عبد الله يزدلف إليك ثلاثون ألف رجل يدعون أنهم من أمة جدنا محمد ص و ينتحلون دين الإسلام فيجتمعون على قتلك و سفك دمك و انتهاك حرمتك و سبی ذراريك و نسائك و انتهاب ثقلك فعندها تحل ببنی أمية اللعنة و تمطر السماء رمادا و دما و يبكی عليك كل شي‏ء حتى الوحوش فی الفلوات و الحيتان فی البحار
ترجمه :
امام صادق(ع) از پدران بزرگوار خود علیهم السلام روایت می كند كه كه امام حسین(ع) روزی بر امام حسن (ع) وارد شد پس چون به او نگاه كرد گریه كرد پس به او گفت ای ابا عبدالله برای چه چیز تو را می گریاند؟ گفت به خاطر آنچه با تو می كنند گریه می كنم پس امام حسن (ع) به او گفت همانا چیزی كه بر من می آید سمی است كه با دسیسه به من داده شود و به وسیله آن كشته شوم ولی هیچ روزی مانند روز تو نیست سی هزار مرد كه ادعا می كنند كه از امت جدمان محمد(ص) هستند و منتسب به دین اسلام هستند به تو نزدیك می شوند و برای كشتن تو و ریختن خونت و از بین بردن حرمتت و اسیر كردن فرزندان و زنانت و به غارت بردن بار [ولایت] تو جمع می شوند پس در آنجاست كه نفرین بر بنی امیه نازل می شود و آسمان خاكستر و خون می بارد و همه چیز تا حیوانات وحشی در بیابان ها و ماهی ها در دریاها برایت گریه می كنند.



مربوط به :خطبه‌هاى نماز جمعه‌ تهران - 1364/01/23
عنوان فیش :تأخیر افتادن ایجاد حكومت اسلامی
کلیدواژه(ها) : حكومت اسلامی, حادثه عاشورا
نوع(ها) : حدیث

متن فیش :
در باب زندگى امام صادق (عليه السّلام) بنده اين حديث را گمان ميكنم يا در اينجا يا در جاى ديگرى گفته باشم كه يك حديثى است كه امام صادق (عليه الصّلاة و السّلام) فرمود كه خداوند اين امر را براى سال هفتاد معين كرده بود؛ يعنى قرار بود كه حكومت اسلامى در سال هفتاد هجرى به وسيله‌ى ائمه (عليهم السّلام) انجام بگيرد. «فلمّا قتل الحسين اشتدّ غضب اللَّه على اهل الارض»،(1) وقتى كه واقعه‌ى كربلا پيش آمد و حادثه‌ى فجيع عاشورا پيش آمد، اين مطلب تأخير افتاد براى سال 140؛ سال 140 يعنى درست در اوج تلاش تبليغاتى امام صادق (عليه الصّلاة و السّلام). آنجا هم باز يك حوادثى پيش آمد كه اين تقدير الهى را به عقب انداخت كه تو خود اين روايت هست كه شماها افشا كرديد، شما شيعيانى كه دور و بر ما هستيد گفتيد مطلب را، كتمان نكرديد، اين بود كه مطلب باز تأخير افتاد؛ باز تأخير افتاد. بنابراين همان طور كه ملاحظه ميكنيد، هيچ اشكالى ندارد كه خداى متعال يك مقصودى را تقدير فرموده باشد براى يك زمان معينى، بعد به خاطر پيش آمدن يك حوادثى آن را عقب بيندازد.
1 )

الكافی، ثقة الاسلام كلینی، ج‏1 368 ؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ‏52، ص 105.


يَا ثَابِتُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدْ كَانَ وَقَّتَ هَذَا الْأَمْرَ فِی السَّبْعِينَ فَلَمَّا أَنْ قُتِلَ‏ الْحُسَيْنُ‏ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ اشْتَدَّ غَضَبُ‏ اللَّهِ‏ تَعَالَى عَلَى أَهْلِ الْأَرْضِ فَأَخَّرَهُ إِلَى أَرْبَعِينَ وَ مِائَةٍ فَحَدَّثْنَاكُمْ فَأَذَعْتُمُ الْحَدِيثَ فَكَشَفْتُمْ قِنَاعَ السَّتْرِ وَ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ بَعْدَ ذَلِكَ وَقْتاً عِنْدَنَا وَ يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ‏.
ترجمه :
ابو حمزه ثمالى گويد: شنيدم امام باقر عليه السلام ميفرمود: اى ثابت همانا خداى تبارك و تعالى اين امر را در هفتاد وقت گذاشت، چون حسين صلوات اللَّه عليه كشته شد، خشم خداى تعالى بر اهل زمين سخت گشت، آن را تا صد و چهل بتأخير انداخت. سپس كه ما بشما خبر داديم، آن خبر را فاش كرديد و از روى پوشيده پرده برداشتيد، بعد از آن خدا براى آن وقتى نزد ما قرار نداد. خدا هر چه را خواهد محو كند و ثابت گذارد و اصل كتاب نزد اوست.




بازگشت1392/08/15امتیازدهی شده1 مرتبه